حضرت آيتالله خامنهاي در اين ديدار كه صبح پنجشنبه انجام شد، با تشريح عوامل سه گانه تضعيفكننده اعتماد به نفس ملي تاكيد كردند: دشمن در پي ناكاميهاي گسترده خود در مقابل ملت ايران، به دنبال شيوهها و حيلههاي جديد است و مردم و به ويژه نخبگان بايد با هوشياري كامل، اين عوامل تضعيفكننده را نفي و روند رشد اعتماد به نفس ملي را دنبال كنند.
ايشان، با ابراز خرسندي فراوان از حضور در جمع پرشور و نشاط، با صفا و صميمي جوانان دانشجو، انقلاب اسلامي، پيروزي در دفاع مقدس، تاثير شخصيت ممتاز امام خميني (ره) و موفقيت در عرصههاي مختلف از جمله انرژي هستهاي را از عوامل دستيابي ملت ايران به حد قابل قبولي از اعتماد به نفس برشمردند و خاطرنشان كردند: ملت ايران در نيمه راه دستيابي به اهداف و آرمانهاي خود و در مسابقه پيشرفت منطقهاي و جهاني قرار دارد و بايد در پايان مدت اجراي سند چشمانداز بيست ساله درابعاد مختلف، حرف اول را در منطقه بزندكه رسيدن به اين هدف نيازمند تقويت اعتمادبه نفس ملي و شتاب بخشيدن به روند پيشرفت كشور است.
رهبر انقلاب اسلامي در تشريح علت دشمني سيطره جويان جهاني با ملت ايران خاطرنشان كردند: دولت آمريكا يعني شيطان مجسم و ديگر سلطه طلبان، در راه تحقق اهداف خود، با مانعي جدي به نام بيداري وايستادگي ملت ايران روبرو شدهاند و همين مسئله علت اصلي چالش غرب با جمهوري اسلامي ايران است چرا كه آنان نظام اسلامي را علت اصلي شكستهاي خاورميانهاي خود و عامل برملا شدن ماهيت حقيقي شعارهاي دروغين غرب درباره حمايت از دمكراسي و مبارزه با تروريسم ميدانند.
ايشان ناكامي آمريكا در جلوگيري از پيشرفت هستهاي ايران را يادآور شدند و افزودند: آمريكاييها كه يك روز حاضر نبودند حتي پنج سانتريفيوژ را در ايران بپذيرند تا همين چند ماه پيش تاكيد ميكردند كه ايران بايد از همه فعاليتهاي هستهاي خود دست بردارد اما با ايستادگي ملت، اكنون كار به جايي رسيده است كه به ناچار ميگويند ايران در همين حد توقف كند و جلوتر نرود.
حضرت آيتالله خامنهاي تلاش دشمنان در پيدا كردن راههاي جديد براي ضربه زدن به ملت ايران را پيامد طبيعي شكستهاي آنان خواندند وافزودند: امروز اعتماد به نفس ملياز هميشه ضروريتر است وملت و به ويژه دانشجويان، نخبگان و مسئولان بايد راههاي جديد بيگانگان براي تضعيف ايران اسلامي را شناسايي و پيش بيني كنند تا بتوانند حيلههاي جديد آنان را خنثي سازند.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در تبيين آثار مثبت اعتماد بهنفس ملي خاطرنشان كردند: اگر اين عامل اساسي در ملتي وجود نداشته باشد آن ملت هميشه عقب ميماند و چشم به راه كمك ديگران است اما برخوردارياز اعتمادبه نفس عمومي، انديشه تامين نيازهاي ملت را دراذهان نخبگان مطرح ميسازد، باعث بكارگيري و شكوفايي استعدادها ميشود و موفقيتهايي به دنبال ميآورد كه هريك زمينه ساز موفقيتهاي خوشهاي ديگر ميشود و ملت ايران اين واقعيت را در دفاع مقدس و عرصههاي مختلف تجربه كرده است.
ايشان ايجاد ياس و نااميدي، منحرف كردن استعدادهاوتهديد بهحمله نظامي را سه عامل و سه رخنه اصلي دشمن براي تضعيف اعتماد به نفس مردم ايران خواندند و با تاكيد بر ضرورت هوشياري ملت و به خصوص انديشمندان در مقابل اين عوامل افزودند: بيگانگان تلاش ميكنند با ايجاد ياس، انكار پيشرفتها، به رخ كشيدن فاصله ملت ايران با ملتهاي پيشرفتهوتيرهنشان دادن افق آينده، در ميان مردم و بخصوص جوانان، نااميدي و انفعال ايجاد كنند اما ملت با شناخت واقعيت ها، درك تواناييهاي جوانان خود و تكيه بر تجربيات موفق سه دهه اخير در روند تامين نيازهاي ملي، با شتاب بيشتري به حركت به سمت قله هاي رشد و پيشرفت ادامه خواهد داد.
حضرت آيتالله خامنهاي با انتقاد از همنوايي عدهاي در داخل با امواج ياس برانگيز تبليغات بيگانه افزودند: عدهاي در بحث انرژي هستهاي ادعا ميكردند كه ساخت و راهاندازي سانتريفيوژ درايران، واقعيت ندارداما هنگامي كه اين توانايي دانشمندان ملت براي همه ثابت شد، مدعي شدند كه تلاش براي استفاده از انرژي هستهاي كاري پرهزينه و بدون سود است كه اين نيز يك ادعاي دروغين ديگر است.
ايشان در همين زمينه خاطرنشان كردند: ملت ايران در طول ? ???سال ، بايد حداقل ? ???هزار مگاوات برق هستهاي داشته باشد وگرنه بايد از روند پيشرفت دست بردارد بنابراين شايد امروز نيز كه نظام براي استفادهاز انرژي هستهاي همت كرده است، دير شده باشد.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به ادعاي ناتواني جوانانو دانشمندان ايراني در ساخت نيروگاه هستهاي افزودند: ريشه اينگونه حرفها تاثير پذيري از تبليغات مخالفان پيشرفت ايران است اما ملتي كه به اتكا جوانان خود مراكز عظيم غنيسازي را ساخته است حتما نيروگاه هستهاي را نيز با دستان و فكرهاي پرتوان خود خواهد ساخت و در اين راه درنگ را جايز نميداند.
ايشان با اشاره به سخنان رئيس جمهور آمريكا مبني بر اينكه روسها سوخت نيروگاه ايران را تامين ميكنند بنابراين ايرانيها بايد از غنيسازي دست بردارند افزودند:اين حرف مضحك مانند آن است كه به كشوري كه سرشاراز ذخاير نفتي است بگويند بايد نيازهاي نفتي خود را از خارج تامين كند.
حضرت آيت الله خامنهاي اين سوال را مطرح كردند كه اگر روزي تامين كنندگان فعلي سوخت نيروگاه هستهاي ، به هر دليلي اين فرآورده را از ايران دريغ كنند و يا براي آن شرط و شروط سنگين بگذارند آيا ملت مجبور به تسليم در برابر آنها نخواهد بود؟
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به شادماني و خرسندي عميق ملت ايران از پيشرفتهاي عظيم هستهاي افزودند: اين پيشرفتها مايه تقويت اعتماد به نفس ملي است اما بعضي افراد، نظام و دولت را براي همين پيشرفتها به چالش ميكشند و خواسته يا ناخواسته براي تضعيف اعتماد به نفس ملي تلاش ميكنند كه ملت بايد مراقب اينگونه رخنهها باشد.
حضرت آيتالله خامنهاي بااشاره به فرايند عقب نشيني در برابر خواستهاي هستهاي دشمن درچند سال قبل افزودند:البته اين فرايند بهملت ايران و افكار عمومي جهان نشان داد كه وعدههاي غرب توخالي است چرا كه تعليق موقت و داوطلبانه ايران، با سوءاستفاده دشمنان درحال تبديل شدن به حذف فعاليتهاي هستهاي دركشور بود كه بنده همان موقع تاكيد كردم اگر روند مطالبه پي درپي طرفهاي هستهاي ادامه يابد وارد ميدان ميشوم كه اين كار انجام و روند توقف فعاليتهاي هستهاي به روند پيشرفت هستهاي تبديل شد.
رهبر انقلاب اسلامي در ادامه بحث در زمينه رخنههاي بيگانگان براي تضعيف اعتماد به نفس ملي، به مسئله رابطه با آمريكا اشاره كردند و افزودند: قطع رابطه با آمريكا از سياستهاي اساسي ماست البته ما هيچگاه نگفتهايم اين رابطه تا ابد قطع خواهد بود بلكه شرايط دولت آمريكا بهگونهاياست كه ايجاد اين رابطه اكنون به ضرر ملت است و طبعا آن را دنبال نميكنيم.
ايشان در تبيين پيامدهاي منفي ايجاد رابطه با آمريكا خاطرنشان كردند:
اولا اين رابطه خطر آمريكا را كاهش نميدهد چرا كه آمريكا در حالي به عراق حمله كرد كه با آن كشور رابطه سياسي داشت ثانيا ايجاد رابطه، امكان نفوذ آمريكاييها وزمينه رفت و آمد ماموران اطلاعاتي و جاسوسي آنها در ايران را فراهم ميسازد به همين علت برخلاف ادعاي برخي افراد پرگو، رابطه با آمريكا درحال حاضربراي ملت ايران نفعي نداردو مطمئنا آن روزي كه رابطه با آمريكا براي ملت مفيد باشد بنده اولين كسي خواهم بود كه آن را تاييد ميكنم.
رهبر انقلاب اسلامي افزودند: برخي ما را به تحريك دشمني آمريكا متهم ميكنند اما خصومت اين كشور با ملت ايران، دشمني با اصول ملت ايران است و از اول انقلاب وجود داشته است.
حضرت آيت الله خامنهاي اشكال تراشيهاي غيرمنطقي و ايراد گرفتنهاي پي در پي از تصميمات و عملكرد دستگاه اداره كشور به ويژه دولت را موجب تضعيف نشاط و اميد ملت خواندند و خاطرنشان كردند: دولت فعلي برخي خصوصيات منحصربه فرد دارداما مانند هر دولت ديگر خطاها و كاستيهايي دارد كه بايد دلسوزانه آنها را تذكر داد اما بهانهگيري مدام صحيح نيست.
ايشان با اشاره به پركاري فراوان دولت، از سفرهاي استاني آقاي رئيس جمهور و هيات وزيران عميقا ابراز خرسندي كردند و افزودند: مطبوعات، رسانهها و كساني كه امكان سخن گفتن با مردم را دارند از هر كاري ايراد نگيرند و مردم را نااميد نكنند، اين كار به مصلحت كشور نيست.
رهبر انقلاب اسلامي هوچي گري را يكي از روشهاي مطبوعات و رسانههاي غربي خواندند و با اشاره به تبليغات اين رسانهها درباره نقض حقوق بشردر ايران افزودند: كساني كه زندان گوانتاناموي وشكنجه گاه ابوغريب آنان، عرق شرم را بر پيشاني هر انسان باشرفي مينشاند، ايران و هر دولت مخالفشان را به نقض حقوق بشر متهم ميكنند.
حضرت آيت الله خامنهاي تبليغات درباره فقدان دموكراسي در ايران را از ديگر فشارهاي تبليغاتي - سياسي غرب براي تضعيف اعتماد به نفس ملت ايران دانستند و افزودند: ملت ايران تقريبا هر سال با شور و نشاط فراوان در يك انتخابات شركت كرده و در ميان رقابتهاي جناحهاي مختلف افراد مورد نظر خود را برگزيده است و مگر در كشورهاي ديگر دموكراسي معنا ومفهومي جزاين دارد.
رهبر انقلاب اسلامي تبليغات منفي درباره مسئله زن را از ديگر اهرمهاي فشار سياسي غرب به ملت ايران خواندند و با اشاره به تضييع آشكار حقوق زنان و پايمال شدن كرامت و شرافت آنان در ليبرال دموكراسي غرب افزودند:
دولتهاي غربي با وجود فجايعي كه در حق زنان انجام ميدهند ملت شريف ايران را به تضييع حقوق زنان متهم ميكنند امااين هوچي گريها در داخل تاثيري نخواهد داشت.
حضرت آيت الله خامنهاي ، حجاب را تكريم زن دانستند و با اشاره به سوابق استفاده زنان اعيان و اشراف اروپايي از نوعي حجاب تا دو سه قرن قبل افزودند: در ايران باستان نيز زنان طبقات اعيان و اشراف با حجاب بودند كه اسلام اين تبعيض را كنار گذاشت و براي تكريم زنان حجاب را به همه آنان تعميم داد و اكنون غرب بايد پاسخگوي اقداماتي باشد كه كرامت حقوق زنان را پايمال ميكند.
ايشان در ادامه بحث عوامل تضعيف اعتماد به نفس ملي، به احتمال حمله آمريكا اشاره كردند و افزودند: البتهامروز احتمال اين مسئله كمتر از گذشته است اما ملت ايران پس از پيروزي انقلاب و به ويژه پس از پايان دفاع مقدس همواره در معرض تهديد نظامي دشمن قرار داشته است و به هر حال عاملي كه ميتواند احتمال حمله وخطر دشمن را كاهش دهد نمايش قدرت و اعتماد به نفس ملت ايران است.
حضرت آيت الله خامنهاي تاكيد كردند: با وجود كاهش احتمال حمله دشمن ملت و مسئولان بايد هميشه هوشيار باشند كه به ياري حق هوشيار هستند.
علت عدم توسعه سرمايه داري وصنعتي شدن درايران چيست؟
سرزمين ايران ازديرباز محل تاخت وتاز اقوام گوناگون ازشمال، جنوب، شرق وغرب بوده است . گاهي ترکمانان وقوم هاي تاتار ومغول ازشمال وشرق به اين کشور حمله مي کردند وچندي بعد ترکها ازغرب وسپس افغانها ازشرق اين سرزمين را زير سم اسبان خود مورد تاخت وتاز قرار دادند . حملات اين اقوام درکنار حکومتهائي که سرشت ملي نداشتند ونيزخود قومي بودند مانند سلجوقيان ، سامانيان ، غزنويان و... صدمات بي شماري به بافتهاي اجتماعي وازآن مهمتر بافتهاي اقتصادي ايران وارد آورد. اقتصاد ايران درسه دوره فرصت صنعتي شدن را ازدست داد.
فرصت اول ، دردوراني بود که اقتصاد اروپا به سمت صنعتي شدن مي رفت. ايران دراين دوره هم ازلحاظ بستراقتصادي ، هم ازنظر قدرت توليد ، اين توانائي را داشت که به سمت صنعتي شدن حرکت کند. دراين دوره که با دوران حکومت صفويه به ويژه سلطنت شاه عباس اول مصادف بود ، پيوستگي اقتصاد ايران با نظام جهاني اين فرصت طلائي را دراختيار ايران قرار داد که اقتصادش را متحول کند.
براساس بررسي هاي تاريخي درآن زمان ايران هم ازلحاظ منابع وهم ازلحاظ ارتباطات بازرگاني به طوربالقوه مي توانست اقتصاد خودرا به سمت صنعتي شدن حرکت دهد.درارتباط با اين موضوع ذکر اين نکته کافي است که بنا بر نوشته ((تاريخ تحولات اجتماعي ايران)) اثر جان فوران، ايران سده هفدهم (979تا 1079ش) ،( مقارن با دوران شاه عباس اول ) به عنوان امپراتورجهاني درعرصه خارجي طبقه بندي مي شد.
دومين فرصت دردوران قاجاريه به ويژه اواخر عصر ناصرالدين شاه ودراوايل حکومت مظفرالدين شاه به ويژه دوره مشروطيت پيش آمد. دراين دوران حجم مبادلات تجاري ايران ومهم تر ازآن عزم جدي برخي ازبازرگانان براي تاسيس کارخانجات و ورود توليدات صنعتي به کشور قابل توجه است وبه اعتقاد برخي ازتحليل گران ايران مي توانست با ايجاد يک بستر مناسب وارد اقتصادصنعتي شود.
سومين فرصت را شايد بتوانيم اواخر دهه 1340 اعلام کنيم . دراين دوران اقتصاد ايران توانست بدون اتکاء به درآمد هاي کلان نفتي رشد بالائي به دست آوردو عملا" راه را براي اقتصاد صنعتي هموارکند. اما اين آرزو با تزريق درآمدهاي کلان نفتي به اقتصاد کشور به ياس تبديل شده وانحراف جدي را دراقتصاد ايران به وجود آورد که اين انحراف کماکان ادامه دارد.
اما دراين ميان يک سوال جدي ومهم وجود دارد وآن اين است که چرا عليرغم بروز اين فرصت ها ، ايران نتوانست رشد نظام سرمايه داري را شاهد باشد وبه يک کشور توسعه يافته تبديل شود.روند بررسي اقتصادي ايران طي اين سه دوره نشان مي دهد که يکي از کليدي ترين دلايل عدم نوسعه سرمايه داري وصنعتي شدن درايران نبود طبقه اي است که بتواند جامعه را ازدوقطبي شدن ((فقير)) و((غني)) نجات دهد ودرعين حال آزادي را که لازمه رشد سرمايه داري است پاس بدارد.
اين طبقه که درواقع ((طبقه متوسط)) است دررشد نظام سرمايه داري وتوسعه آن ومحافظت ازحکومت قانون نقش کليدي را درجوامع توسعه يافته وصنعتي ايفا کرده است ، به طوري که به اعتقاد برخي از تحليلگران اقتصادي درصورت نبود اين طبقه ، نظام سرمايه داري نمي توانست ((بالتده)) شود وتکامل يابد.
طبقه متوسط دارنده مهارتهاي آموزشي وحرفه اي است . اين طبقه با حايل شدن بين طبقات فقير وغني نه تنها تنش هاي بين اين دوطبقه ودرنهايت جامعه را کم مي کند بلکه مي تواند با پاسداري ازحکومت قانون آن را کنترل کند.
دکتر فريبرز رئيس دانا معتقد است (( طبقه متوسط اساسا" زاييده نظام سرمايه داري است . پيش ازنظامهاي سرمايه داري پديده اي به نام طبقه متوسط نبود . به گفته وي طبقه متوسط محصول سرمايه داري دررشد جامعه سرمايه داري است.))
وي مي گويد : (( تحول نظام سرمايه داري به ايجاد لايه هاي مياني وتقويت آن کمک کرد ، به ويژه پس از پشت سر گذاشتن انقلاب صنعتي اول ، نياز به طبقه متوسط درچارچوب کارکردهاي نظام سرمايه داري مطرح شد. طبقه متوسط کارگر نبودند که بتوانند درکارگاه فعاليت کنند ، صاحبان سرمايه هاي اصلي هم نبودند ، اما با شکل گيري دولتهاي ملي نقشهائي را برعهده داشتند که درواقع کارگزاران خاص آن بودند.))
اين محقق اقتصادي با اشاره به اين نکته که نظام سرمايه داري به لحاظ اقتصادي ودرفرآيند هزينه هاي تجارت وتوزيع به توسعه دانش وتکنولوژي نيازمند است تا بهره وري را بالابرد ، مي افزايد: (( سرمايه داري ازآغاز وازلحظه توليد خودرا نيازمند جهاني شدن مي ديد ، به اين ترتيب سرمايه داري بخشي ازسرمايه را ناگزير به زيرساختها ومسکن هدايت کرد.پس لايه اي را مي خواست که تکنوکراتها وبوروکراتها درآن کارکنند . شکل گيري اين لايه به نوبه خود يک خواست وضرورت اجتماعي تبديل وموقعيت زائي سياسي واداري طبقه متوسط فراهم شد.))
اما درايران اين اتفاق ، يعني تشکيل طبقه متوسط ، روي نداد وآن چه رخ داد به گونه اي ديگر بود . مشکل اول وعمده اي که درايران روي داد آن بود که چه دردوران صفويه وچه دردوران قاجار يه که اقتصاد ايران ازلحاظ نظام اقتصادي جهاني ومبادلات ، فرصت مناسبي را داشت تا نظام سرمايه داري را دردرون خود رشد دهد . اما به لحاظ فرهنگ عشيره اي وقبيله اي حاکم برآن ، فرهنگ شهرنشيني که عوامل موثري درتشکيل ورشد طبقه متوسط ونظام سرمايه داري است ايجاد نشد. به طوري که تا همين اواخر نسبت جمعيت روستائي به جمعيت شهري کشور 60 به 40 بود که اين خود مانع عمده اي دررشد طبقه متوسط وبه تبع آن نظام سرمايه داري بوده است.
دکتر رئيس دانا درباره شکل گيري طبقه متوسط درايران مي گويد: (( درايران چهار فرصت بدست آمد تا طبقه متوسط که لازمه رشد سرمايه داري است شکل گيرد ، دوره اول دوران جنبش مشروطه بود. دراين دوره جنبش شهرنشين به همت انقلابي ها ، نوآوران و ترقي خواهان اوج تازه اي گرفت که اين امر طبقه متوسطي را به وجود آورد که بيشتر شامل اصناف سنتي وکارمندان دولت بود که البته رشد نيافته بودند. فرصت دوم دردوران پهلوي اول رخ داد . دراين دوران اصلاحاتي درچارچوب نياز نظام جهاني شکل گرفت که مثل هرپديده ديگري منشاء داخلي هم داشت. اين اصلاحات وابسته به موج تازه اي ازطبقه متوسط شهري ايجاد کرد که با دوره اول تفاوت داشت. اين طبقه هم وابسته بوده وهم ضعيف وهم تحقير شده که درچارچوب برنامه دولتي وابسته شکل مي گرفت.
به گفته رئيس دانا جنگ دوم جهاني باعث مهاجرت روستائيان به شهرها شد. وموجي ازشهرنشيني جديد را به وجود آورد که به نوبه خود لزوما" به تشکيل لايه هاي متخصص وکارآمد طبقه متوسط نينجاميد بلکه اين شهرنشيني توسط مهاجران، حاشيه نشين ها وزاغه نشين ها ايجاد شد.
دوره بعدي که باعث گسترش شهرنشيني شد پس ازکودتاي 28 مرداد 1332 بود . رئيس دانا معتقد است که دراين دوره طبقه متوسط دست ساز پولداري ايجاد شد که عمدتا" صاحبان زمين شهري بودند واز هيچ وپوچ به متوسط تبديل شدند ، طبقه اي که بر رانت زمين شهري استوار بود.
دردوره چهارم که پس از وقوع اصلاحات ارضي پيش آمد، موج جديد ديگري ازمهاجرت به شهر ايجاد شد . اين موج تازه درشهر طبقه متوسط روستائي که به کارمغازه داري ، خريد وفروش قطعات ماشين آلات کشاورزي وسوداگري مشغول بودند، تشکيل داد. رئيس دانا دراين باره مي گويد : اين طبقه متوسط پس از رونق نفتي ، سرمايه هائي را ازآن خود کرد که در کوتاه مدت موجب نا کارآمدي طبقه متوسط شد)).
دراين بررسي نکته قابل توجه آن است که رشد جامعه شهري وشهرنشيني که اساس تشکيل طبقه متوسط است به يک عامل درون زاي اقتصاد ايران ارتباط نداشت، بلکه به خواست حاکميت ايران مرتبط بود وبه همين خاطر است که مي بينيم ((طبقه متوسط دستوري)) که درايران تشکيل شد نتوانست وظايف تاريخي خودرا که بسترسازي لازم براي دموکراسي ورشد نظام سرمايه داري است انجام دهد.
ميلتون فريد من اقتصاد دان بزرگ معاصر مي گويد : ((دموکراسي لازمه رشد سرمايه داري است وبالعکس ، سرمايه داري نيز عامل مهمي دربرقراري دموکراسي است.))
بررسي هاي تاريخي نشان مي دهد که سرمايه داري درکشورهائي توانسته بالندگي خودرا بيابد که فضاي آزاد براي نقد وبررسي معضلات سياسي واجتماعي وجود داشته باشد. درکشورهائي که اختناق وديکتاتوري حاکم است ، نه تنها نهال آزادي رشد نمي کند ، بلکه سرمايه داري نيز روند تاريخي وتکاملي خودرا نمي پيمايد. دراين بستر که عامل موثر درفضا سازي آزادي که مقدمه رشد سرمايه داري است ، تشکيل وتوسعه طبقه متوسط است.
دکترموسي غني نژاد معتقد است درکشورهاي پيشرفته رسالت مدرن کردن اقتصاد برعهده طبقه متوسط است وازآن جائي که درايران بخش خصوصي به معناي واقعي کلمه وجود ندارد که بتواند مستقل از دولت فعاليت کند ، طبقه متوسط نيز به مفهوم اصلي آن موجود نيست.
اين اقتصاددان به بررسي علل توسعه نيافتگي طبقه متوسط درايران به آسيب شناسي بخش خصوصي درچارچوب نظام اقتصادي کشور مي پردازد ومي گويد: به طورکلي بخش خصوصي درايران داراي ضعف ساختاري است ، افکارعمومي به اين قشر بدبين است ودرنتيجه اين بخش درکشور فاقد پايگاهي است که بتواند رشد کند وخودرا بالا بکشد ، درشرايطي اين تفکر حاکم است که بخش خصوصي درپي سودجوئي وزورگوئي واستثمار ديگران است حال نظام اقتصادي برپايه فعاليت اين بخش وبه تبع آن طبقه متوسط چگونه مي تواند توسعه پيدا کند؟
به اعتقاد وي درجامعه اي که نگرش مثبتي نسبت به ثروتمند شدن انسانها وجود ندارد ومالکيت خصوصي درعمل محترم شمرده نمي شود واصولا" بخش غيردولتي فاقد ارزشهاي لازم دراجتماع است ، نظام اقتصادي بالنده اي هم ايجاد نمي شود به اين ترتيب طبقه متوسط هم صرفا" درايران به لايه اي ازمستخدمان دولتي محدود مي شود که نمي تواند کارکرد طبقه متوسط درجوامع مدرن را داشته باشد.
دکترغني نژاد با اشاره به اين نکته که طبقه متوسط متشکل از بدنه اجرائي وکارمندي دولت درايران فاقد آزادي عمل واختيار لازم است مي افزايد: به عبارتي طبقه متوسط شهري درکشورما کارکرد اصيل خودرا ارائه نمي دهد چون سيستم وساختارکلي اجازه اين اقدامات تاثيرگذار را به آن نداده ونخواهد داد.
وي جلوگيري از دوقطبي شدن جامعه وکاهش تنشهاي اجتماعي را درگرو رشد طبقه متوسط مي داند ودراين خصوص مي گويد : درجوامع پيشرفته وجود چالشهاي سياسي به بروز بحران هاي اجتماعي عميق نمي انجامد زيرا فعاليت طبقه متوسط دراين کشورها ، دوقطب ثروتمند و فقيررا به يکديگر نزديک کرده وجامعه درچنين فضائي کمتر احساس بي عدالتي مي کند يعني طبقه متوسط تضميني براي دموکراسي وثبات آن ايجاد خواهد کرد اما درايران که بخشي ازقشر متوسط ( با ملاحظات هميشگي طبقه بوروکراتيک) دردرون گروه ايران سالاري جاگرفته، چنين تاثيري مشاهده نمي شود.
به عبارت ديگر طبقه متوسط ايراني هويتي بالقوه دارد وتاکنون به فعليت درنيامده است . اين طبقه فاقد خود آگاهي لازم ، استحکام وپايگاه عيني است ، ازاين رو طبقه متوسط درکشورما به معناي واقعي آن متشکل نيست ونمي تواند ايفاگر نقش تاريخي خود درکليه کشورهاي پيشرفته واقتصادي مدرن باشد. حال اين که چرا درايران نظام سرمايه داري رشد نکرده ويا به عبارت ديگر بخش خصوصي قوي نداريم به اين نکته برمي گردد که (( طبقه متوسط )) درايران طبقه اي ضعيف ونحيف است که به قول دکترغني نژاد ((خودآگاهي)) لازم را ندارد ودرواقع لايه اي نازک را درجامعه شهري ايران شکل مي دهد . به همين خاطر است که جامعه شهري ايران يک جامعه شديدا" دوقطبي است و هرروز شاهد تنش ها وبرخورد هاي بحران آفرين درايران هستيم . جامعه ايران درشرايط کنوني دريک بن بست سياسي قرار دارد . راه حل خروج ازاين بحران توسعه فضاي باز ونقادي است که اين مهم حاصل نمي شود مگر آن که ((طبقه متوسط)) جايگاه واقعي خودرا درجامعه شهري ايران پيدا کند.
دستيابي به اين جايگاه ممکن نيست مگرآن که بخش خصوصي که قادر به فعاليت آزاد درچارچوب قوانين توسعه يافته باشد به وجود آيد تا درکمال امنيت اقتصادي بتواند طبقه اي را که جامعه را ازدوقطبي شدن نجات مي دهد ، شکل دهد طبقه اي که آينده دموکراسي ونظام سرمايه داري ايران درگرو پيدايش آن است.
مشاوران جوان بايد نماينده تفكر آرماني، مكتبي و تحول گرا در حركت دستگاهها در راستاي پيشرفت و اقتدار جامعه باشند.
دكتر محمود احمدينژاد،رييس جمهور عصر امروز (پنجشنبه) در مراسم توديع و معارفه مشاور رييس جمهور و رييس گروه مشاوران جوان رياست جمهوري، با بيان اينكه برخي دستگاههاي اجرايي كشور ظرفيت و توانايي حركت آرماني و تحول گرا را ندارند، گفت: مشاوران جوان دستگاهها و سازمانها بايد با خلاقيت و نوآوري روح و فضاي آرماني را در محل فعاليت خود زنده كرده و تقويت كنند.
رييس جمهور ايجاد حلقه اتصال ميان دستگاهها و مديريت عالي كشور با همه جوانان اعم از دانشگاهي و غيردانشگاهي را از ديگر وظايف مشاوران جوان سازمانها و ارگانها برشمرد و تاكيد كرد: جوانان همواره پايه تحولات سازنده در كشور بوده و در هر مقطعي كه جوانان وارد عرصه شدهاند شاهد جهشهاي بلند در پيشرفت و تعالي جامعه بودهايم.
رييس جمهور با بيان اينكه گذر زمان برخي مديران را محافظه كار و بيانگيزه ميكند و از اخذ تصميمات انقلابي و تحول آفرين در مجموعه تحت مديريت آنها جلوگيري خواهد كرد، افزود: استفاده از تصميمها و راهكارهايي كه منجر به تحول در اداره دستگاهها ميشود در نهايت به پيشرفت بسيار سريع كشور منجر خواهد شد كه در اين راستا حضور نيروهاي جوان در دستگاهها به معني دميدن روحيه انقلابي در فضاي مديريتي است.
دكتر احمدينژاد سپس صفا، صميمات و جوشش انقلابي را از ويژگيهاي جوانان به ويژه نسل سوم انقلاب دانست و تاكيد كرد: نيروهاي جوان بايد ضمن عيبيابي در نحوه مديريت سازمانهاي مختلف، راهكارها و پيشنهادهاي سازنده را نيز در اختيار مديران و دستگاه مربوطه قرار دهند.
وي در ادامه سخنان خود از زحمات و فعاليتهاي مهرداد بذرپاش، رييس سابق گروه مشاوران رياست جمهوري قدرداني كرد و گفت: حضور جوانان در دستگاههاي مختلف مفيد و سازنده بوده و اميدواريم حضور اين جوان مومن، انقلابي و متخصص در عرصه صنعت كشور زمينه پيشرفت روزافزون اين بخش را نيز فراهم كند.
رييس جمهور همچنين دكتر شيخالاسلامي، مشاور رييس جمهور و رييس جديد گروه مشاوران جوان رياست جمهوري را فردي خلاق، مبتكر، فرهنگي، انقلابي، ايثارگر و متخصص معرفي و ابراز اطمينان كرد: آقاي شيخالاسلامي كه همزمان مسئوليت رياست دفتر رييس جمهور را نيز بر عهده دارند با استفاده از رابطه نزديك با رييس جمهور و وزيزان فعاليتهاي مشاوران جوان را گسترش داده و زمينه استفاده از ظرفيت بيپايان جوانان ايران اسلامي را در رشد و پيشرفت كشور فراهم خواهند كرد.
در دهه 1990 ميلادي من از ابعاد توسعه اقتصادي و عدم توسعه اقتصادي در آمريكاي لاتين، اروپاي شرقي و شوروي درك دست اولي به دست آورده بودم، اما اطلاعاتم نسبت به آسيا همچنان محدود مانده بود. چند بار به آسيا سفر كرده بودم و در سال 1986 ميلادي كه از دانشگاه مرخصي داشتم در ژاپن زندگي كرده بودم. طي آن سال، مرتب با دولت جديد «كورازون اكينو» در فيليپين ملاقات داشتم و به ساير نقاط آسيا نيز سفر كردم. اين سفرها درك مرا از شناخت دگرگونيهاي اقتصادي آسيا كه در حال شكلگيري بود. عميق تر كرد، به ويژه آن كه اين تغييرات به همراه خود تمامياقتصاد جهاني را دگرگون ميكرد. از سال 1992 ميلادي تا 2004ميلادي، بخت اين را داشتم كه فرصتهاي متعددي براي كار مستقيم و فشرده در رابطه با چالش اصلاحات اقتصادي آسيا به من روي آورد.
همچنين به دلايل ويژهاي به چين نيز سفر كردم. از سال 1978ميلادي، چين اصلاحات عميق مبتني بر بازار را شروع كرده بود. بدون شك، حاصل اين اصلاحات موفقيت فوقالعادهاي بود كه موجب بالاترين ميزان رشد اقتصادي در يك اقتصاد مهم شده بود. مقايسه بين اصلاحات چين و روسيه هم يك مساله جدي سياسي و هم به يك سوال آكادميك تبديل شده بود. بايد ميفهميدم چرا چين متفاوت عمل ميكند و اين كه آيا آنچه را كه چين انجام ميدهد، ميتواند براي اروپاي شرقي و شوروي سابق درسهاي عميقي در برداشته باشد يا خير، و يا بالعكس. از سال 1992 ميلادي مرتب به چين سفر كردم و مشاور انجمن اقتصاددانان چين شدم، گروهي از محققان چيني كه به طور فشرده اقتصاد چين را از جنبه مقايسهاي مطالعه ميكردند. اخيرا، مشاور مقامات ارشد دولتي در يك رشته از مسايل سياستگذاري شده ام، از جمله سيستم بهداشت عموميچين و مسائل توسعه اقتصادي در استانهاي دور افتاده غرب چين.
من هميشه به چالشهايي كه چين با آنها مواجه بوده به طور ويژهاي نگاه كردهام. جمعيت 3/1ميليارد نفري چين بيش از يك پنجم كل بشريت است. جمعيت آسيا در كل 60درصد انسانها را دربر ميگيرد. سرنوشت آسيا واقعا سرنوشت جهان است. اما گذشته از صرف تعداد انسانها، چيزي عميقا طعنهآميز در رابطه با اين واقعيت اقتصادي وجود دارد كه چين و هندوستان، دو كشور فقير جهان، به دنياي ثروتمند نزديك ميشوند. بالاخره، چين و هندوستان هر دو تمدنهاي قديمياي هستند كه چند قرن پيش از بسياري جهات از اروپا جلوتر بودهاند. ظهور غرب، سمت غربي قسمتهاي اروپايي آسيايي، يكي از بزرگ ترين گسيختگيهاي تاريخ بشريت بود كه بيش از يكهزار سال سيادت تكنولوژيكي آسيا، و نه اروپا، را واژگون ساخت. آسيا و نه تنها به اروپا و ايالات متحده، بلكه به گذشته خود كه رهبري تكنولوژيكي را بر عهده داشت، نزديك ميشود.
سقوط درآمد نسبي طي قرنها و صعود سريع در دهههاي اخير در جدول شماره يك نشان داده شده است كه من درآمد چين را برحسب هر نفر در مقايسه با اروپاي غربي طي دوره واقعا طولاني، يعني هزار سال، نشان دادهام! برآوردها كه به لطف انگس مديسون، تاريخدان اقتصادي تهيه شده ممكن است، در قرنهاي گذشته دقت لازم را نداشته باشد، اما به هر حال لب مطلب را ادا ميكند. زماني چين سرآمد همه بود. اما در قرن پانزدهم عقب افتاد. در حالي كه اروپا رشد ميكرد چين درجا زد و عقبتر افتاد. درواقع چين در فاصله بين نيمه قرن نوزدهم و نيمه قرن بيستم نه تنها به طور نسبي، بلكه به طور مطلق نيز پس رفت.
در سال 1975ميلادي، درآمد سرانه چين فقط 5/7درصد اروپاي غربي بود. از آن زمان به بعد و به ويژه طي ربع گذشته قرن، چين به سرعت رشد كرده و در سال 2000ميلادي به حدود 20درصد درآمد اروپا رسيده است. در حالي كه ممكن است اين رشد به نظر ارزشي نداشته باشد و روي نمودار چندان با اهميت جلوه نميكند، از نظر تاريخي بسيار ارزشمند است. چين دارد به فقر شديد پايان ميدهد و در راه معكوس نمودن سقوط نسبياي است كه قرنها ادامه داشته است.
چگونه چين سيادت خود را از دست داد
اما لغزش چين در كجا بود و چرا؟ اين سوال نقطه شروع مفيدي است براي اين كه بفهميم چرا چين امروز به اين سرعت به جلو ميرود و بايد چه كند تا همين گام را در دهههاي آينده نيز حفظ نمايد. زمانهاي خاصي هستند كه در تاريخ اقتصادي چين اهميت ويژهاي دارند: 1434، 1839، 1898، 1937، 1949 و 1978ميلادي. شناخت اين تاريخها كه فاصله زماني پانصد سال را دربر ميگيرد، به روشن شدن معماي چرخش تاريخي چين از سيادت تكنولوژيكي جهان به كشوري فقرزده و مجددا به داستان موفقيت بزرگ در رشد اقتصادي سريع و بيسابقه كمك ميكند.
حوالي آغاز قرن شانزدهم، درست بعد از اين كه كلمبوس راه دريايي به آمريكا را كشف كرده بود و واسكوداگاما براي رسيدن به آسيا از طريق دريا دماغه اميد را دور زده بود، چين مشخصا از نظر تكنولوژي ابرقدرت جهان بود و حداقل هزارسال پيش از آن نيز چنين بوده است. اروپا توانست پس از 1500 سال آسيا را توسط قطب نما، باروت و صنعت چاپ كه تماما اختراعات چينيها بود، فتح كند.
هيچ چيز مقدري در اين چرخش وجود نداشت. به نظر ميرسد كه حاكميت چين برباد رفت و در اين رابطه سال 1434 سال محوري شناخته شده است. در آن سال، امپراتور مينگ درهاي چين را به روي تجارت بينالمللي بست و بزرگترين و پيشرفتهترين ناوگان كشتيهاي اقيانوس پيماي جهان را از كار انداخت. بين سالهاي 1405 و 1433 ناوگان چين، تحت فرماندهي درياسالار معروف خواجه ژنگ هي، از بنادر اقيانوس هند تا شرق آفريقا با نشان دادن پرچم، سفر كرده بود و در حالي كه فرهنگ و دانش چيني را منتقل ميكرد به سياحت در سرزمينهاي وسيع منطقه اقيانوس هند پرداخته بود. بعد ناگهان، شايد به خاطر تهديدهاي روزافزون تهاجم باديهنشينان به مرزهاي شمالي چين، دربار امپراتوري تصميم گرفت كه سفرهاي دريايي هزينه سنگيني دارد. بنا به هر دليلي امپراتور به تجارت و سفرهاي دريايي پايان داد، كارخانههاي كشتيسازي را تعطيل كرد و تا قرنها بعد براي تجارت كالاي چيني محدوديتهاي شديد اعمال نمود. ديگر هرگز چين به رهبري تكنولوژيكي در ساخت و كشتيراني دريايي يا فرماندهي در دريا حتي در همسايگي خود دست نيافت.
زماني كه آدام اسميت در شاهكار سال 1776 ميلادي خود درباره چين نوشت، از كشوري ثروتمند اما ايستا نام برد. تحرك چين به دليل موقعيت درونگرايانه و عدم علاقه به تجارت از بين رفت. از هزينه حمايت تجاري صحبت ميكنيم! چين به دليل درونگرايي سيادت جهاني را از دست داد. همان طور كه اسميت مختصر و مفيد ميگويد: به نظر ميرسد چين مدتها است ساكن مانده و احتمالا مدتها پيش موفق به كسب ثروتهايي شده كه با ماهيت قوانين و نهادهايش سازگاري داشته است. اما اين موفقيت ممكن است نسبت به آنچه كه با ساير قوانين و نهادها، ماهيت خاكش، آب و هوا و شرايط ايجاب ميكند، بسيار پايينتر باشد. كشوري كه در تجارت خارجي اهمال يا آن را رد ميكند و كشتيهاي ملل بيگانه را تنها به يكي دو بندر خود راه ميدهد، نميتواند به همان اندازه تجارت كند كه ممكن بود با قوانين و نهادهاي متفاوت ميكرد.
1839 ميلادي سال تعيينكننده بعدي در تاريخ اقتصادي چين است. در آن سال انزواي اقتصادي چين، گرچه به شيوه سختي، پايان يافت. همان طور كه در سراسر جهان رخ داد، قدرت صنعتي اروپا، همچنان كه ماركس پيشبيني كرده بود، با تمام تمدنهاي ديگر برخورد شديد كرد و ديوارها را فرو ريخت. در چين به ويژه تهاجم اروپا فاجعه آميز بود. در سال 1839 ميلادي بريتانياي كبير به چين حمله كرد تا دادوستد مواد مخدر بريتانيايي را ترويج كند و اولين جنگهاي ترياك را در سالهاي 42-1839ميلادي به راه انداخت تا چين را وادار به بازكردن درهايش براي تجارت نمايد. بريتانيا، علاوه بر ساير موارد، تاكيد داشت كه چين با ورود ترياكي كه بازرگانان بريتانيايي در هند توليد و تجارت ميكردند، موافقت نمايد. سياستگذاران بريتانيايي به بازار وسيع چين علاقهمند بودندبه ويژه آن كه به اين ترتيب معماي پرداخت وجوه لازم براي چاي چيني كه ملتشان علاقه مفرطي به آن داشت را حل ميكرد. اين راه حل بسيار استادانه و از طرف ديگر شديدا نابودكننده بود. بريتانيا به چين ترياك ميفروخت و به وسيله آن چاي چيني خريداري ميكرد. مثل اين است كه امروز كلمبيا برعليه ايالات متحده جنگ به راه اندازد تا حق فروش كوكائين را به دست آورد.
در نيمه دوم قرن نوزدهم، چين تحت كنترل موثر قدرتهاي اروپايي تا حدي به توسعه تجاري و حتي صنعتي شدن اوليه دست يافت. تصادم بين اروپا و چين درونگرا پر از آشوب و خشونت بود.
اين تصادم موجب دامن زدن به شورشهاي اجتماعي عظيم از جمله آشوب داخلي در شورش تايپنگ شد كه جان ميليونها نفر را گرفت. فشار بر چين براي اصلاح ساختار اقتصادي و سياسياش در دهههاي بعد ادامه پيدا كرد. زماني كه ژاپن روند صنعتي شدن سريع خود را با انقلاب بزرگ سال 1868ميلادي آغاز كرد كه به استرداد مي- جي معروف است، فشار بر چين افزايش يافت و ژاپن هم به محركي براي اصلاحات و هم منبع مشورتي براي چين تبديل شد.
سال 1898 ميلادي در سرنوشت چين سمبوليك بود. شايد آن سال آخرين فرصت خاندان روبه زوال چينگ بود تا خود را از اضمحلال سياسي نجات دهد و چين را از چندين دهه آشوب برهاند. در آن سال، جمعي از اصلاحطلبان جوان كه به شدت تحت تاثير موفقيت ژاپن در دگرگونيهاي سرمايهداري و صنعتيشدن بودند، پيشنهاد برنامه صدروزه اصلاحات بنياني در چين را دادند. امپراتريس حاضر به پذيرش اين اصلاحات نبود. اصلاحطلبان، به استثناي تعداد معدودي كه به ژاپن گريختند، دستگير شده و به قتل رسيدند. اين حادثه مهم هشدار تلخي بود به كساني كه ميخواستند اصلاحات اقتصادي را پيش برند. وقايع بعدي نشان ميدهد كه چين بهاي سنگيني در رابطه با شكست اصلاحطلبان پرداخت.
در آستانه انقلاب 1911ميلادي، حكومت چين حقانيت و سرمايه خود را از دست داده بود و نميتوانست تجاوز خارجيها و نيز فشار وارده از طرف ژاپن و اروپا را تحمل كند. شهرهاي عمده ساحلي كه بنادرشان با ناوهاي اروپايي باز شده و مامن سرمايهگذاران ژاپني و اروپايي شده بود، در حال صنعتي شدن بودند. شانگهاي ديگر يك شهر صنعتي بود كه به واسطه موفقيت صادرات نساجي اش به دنيا در حال ترقي بود. خاندان چينگ با نداي اميدوار كننده انقلاب ملي چين مضمحل شد. اما اوضاع به آرامي پيش نرفت. انقلاب نتوانست وحدت سياسي و اصلاحات اقتصادي را پيش برد و در سال 1916 ميلادي چين به ورطه ناآراميهاي داخلي و اغتشاش سياسي سقوط كرد، در حالي كه قدرت به سرعت بين ارتشهاي منطقهاي تقسيم ميشد. به دنبال آن، زوال اقتصادي رخ داد. براساس تخمينهاي «مديسون»، درآمد سرانه چين در سال 1850ميلادي، 22درصد، در سال 1900ميلادي، 14درصد و در سال 1930ميلادي، 19درصد درآمد سرانه امپراتوري بريتانيا بود. درحالي كه نسبتهاي مشابه ژاپن به درآمد سرانه بريتانيا در سال 1850ميلادي، 31درصد، در سال 1900، 25درصد و در سال 1930ميلادي، 42درصد بود.
انشعابهاي دروني و ضعف اقتصادي چين به همسايهاش ژاپن كه به سرعت قدرتمند و صنعتي ميشد، فرصت پيروزيهاي نظامي را ميداد. در سال 1937ميلادي، شش سال پس از اين كه ژاپن به زور سرزمينهاي مورد دعواي منچوري را اشغال كرده بود، به سرزمين اصلي چين تجاوز نمود. حمله ژاپن نه تنها عميقا نابود كننده و بيرحمانه بود، بلكه ضربه خردكنندهاي را بر نظام سياسي داخلي چين وارد كرد. اين تجاوز جنگ داخلي و پس از آن پيروزي نيروهاي شورشي كمونيستي تحت رهبري مائوتسه تونگ را به دنبال داشت. در سال 1949ميلادي، جمهوري خلق چين بنيان گذاشته شد.
از آشوب تا پرش
احتمالا هيچ كشوري در جهان، حتي روسيه، در اين حد كه چين از انقلاب 1949 ميلادي به اين طرف تجربه كرده، چنين چرخشي را از نظر اقتصادي و اجتماعي از بدبختي به پيروزي طي نكرده است. وقتي به عقب بر ميگرديم، ميبينيم كه دوران مائوئيستي تعداد معدودي موفقيتهاي عظيم، عمدتا در زمينه پيشرفت فوقالعاده بهداشت عمومي كشور و بسياري شكستهاي عظيم، به ويژه در توسعه صنعتي سوسياليستي داشته كه مانند اقتصاد شوروي به شكست انجاميده است. موفقيت در زمينه بهداشت عمومي قابل توجه است و نياز به بررسي دقيق دارد، چرا كه مطمئنا قسمتي از بنيان صعود اقتصادي چين پس از سال 1978ميلادي را تشكيل ميدهد.
در زمان استقلال، عمر متوسط چهلويك سال بود و مرگ و مير نوزادان (مرگ پيش از يك سالگي براي هر 1000 نفر) رقم باورنكردني 195 نفر بود.
به طور متوسط زنان 6 فرزند به دنيا ميآوردند. در سال 1978 ميلادي كه اصلاحات بازار آغاز شد، عمر متوسط به شصت و پنج سالگي رسيد، مرگ و مير نوزادان به 52 نفر كاهش پيدا كرد و متوسط نرخ زايش حدود 3 فرزند بود. اين موفقيتها نمايانگر برخي ابتكارات اساسي سياستگذاري در دوران مائو بود. اول، مبارزه اساسي در جهت بهداشت عمومي موجب كاهش يا محو كامل انتقال بسياري از بيماريهاي عفوني مثل مالاريا، كرم روده، شيستوزومياز، وبا، آبله و طاعون شد. دوم، بدعتگذاري پزشكان پابرهنه بود، كاركنان بهداشت محله در نواحي روستايي كه تعليمات اوليه را در زمينه خدمات اساسي بهداشتي از جمله جلوگيري و درمان بيماريهاي عفوني ميگذراندند. سوم، پيشرفتهاي مهم در زيرسازيهاي اساسي (جاده، نيرو، آب آشاميدني و مستراحها) سلامت محيطي را بالا برد. چهارم، افزايش قابل ملاحظه باروري محصولات بود كه تا حدي در نتيجه استفاده از محصولات با بازدهي بالا طي دوران انقلاب سبز چين به دست آمد. براي مثال، مطابق آمار رسمي، بار غلات از 2/1تن در هر هكتار در سال 1961ميلادي به 8/2تن در هر هكتار در سال 1978 ميلادي افزايش يافت.
چين همچنين سهم خود را از فجايع دردناك ناشي از ديوانگيهاي حاكميت يك نفره داشته است. دو قلم از بزرگترين اين فجايع «جهش بزرگ به پيش» بين سالهاي 1958 ميلادي و 1961 ميلادي و انقلاب فرهنگي بين سالهاي 1966 ميلادي و 1976 ميلادي بوده است. جهش بزرگ به پيش برنامه احمقانه مائو براي تسريع صنعتي شدن از طريق ايجاد به اصطلاح كارگاههاي فولادسازي در حياط خلوت منازل بود. به ميليونها دهقان سراسر كشور گفته شد كه دست از كشت بردارند و به توليد فولاد در كارگاههاي كوچك و غيرمولد و مطلقا بيارزش در حياط خلوت خانههاي شان بپردازند. اين سياست موجب گرسنگي عمومي در حد مرگ شد كه اخبار آن به دليل گزارشهاي دروغين و دنياي وهمآميز رهبران رده بالاي آن زمان، به ويژه مائو به گوش مسوولان نرسيد. در نتيجه دههاميليون نفر هلاك شدند. انقلاب فرهنگي كه در سال 1966ميلادي آغاز شد، كوشش دهساله مائو براي ايجاد انقلاب دائمي از طريق تحول در برنامهريزي عادي و روند بوروكراتيك بود. اين عمل جامعه چين را زيرورو كرد، معاش افراد را نابود نمود، موجب انتحار و جابهجاييها شد و تعليم و تربيت يك نسل كامل از جوانان چيني را طي يك دهه يا بيشتر به كلي قطع كرد. بسياري از دانشمندان و رهبران فعلي چين آن دهه را در روستاها گذراندند. مرگ مائو در سال 1976ميلادي، دستگيري دارودسته چهارنفره در همان سال و تسلط تنگ شيائو پينگ به قدرت در سال 1978 ميلادي بود كه بازگشايي بزرگ چين را موجب شد.
از سال 1978 ميلادي تا كنون، چين موفق ترين اقتصاد جهان با رشد متوسط درآمد سرانه تقريبا 8درصد در سال بوده است. با چنين رشدي، درآمد متوسط هر فرد نهسال يك بار دو برابر شده و تا سال 2003ميلادي در مقايسه با سال 1978 تقريبا هشتبرابر افزايش يافته است. كاهش فقر شديد در كشور، همانطور كه در جدول شماره 2 نشان داده شده، فوقالعاده بوده است. در سال 1981، درآمد روزانه 64درصد جمعيت زير يكدلار در روز بود. در سال 2001ميلادي، اين رقم به 17درصد كاهش يافت. موتورهاي رشد همچنان با قدرت به پيش ميروند و رشد درآمد سرانه فقط كمي آهستهتر از چند سال پيش است.
براي كشوري مثل چين كه به سرعت در حال رشد است، طبيعي است كه به مرور زمان يك اعتدال تدريجي رشد را طي كند، همانطور كه ژاپن در نيمه دوم قرن بيستم چنين تجربهاي را داشت. دليل اساسي اين است كه عمده رشد، جبران عقب ماندگي است كه مشخصا با پذيرش تكنولوژي كشورهاي اصلي بدعتگذار عملي ميشود. زماني كه آن تكنولوژيها مورد استفاده قرار ميگيرند و فاصله درآمد با كشورهاي اصلي كم ميشود، فرصت براي رشد «آسان» از طريق واردات تكنولوژي كاهش مييابد.
محمود احمدي نژد رئيس جمهوري اسلامي ايران يكشنبه شب در جمع نخبگان استان كهگيلويه و بويراحمد حضور يافت و با اشاره به سخنان 15 نماينده فعالان عرصههاي مختلف اين استان، اظهار داشت: حرفهاي زيادي نيز براي گفتن وجود داشت كه ميتوانست بسيار كارگشا باشد، اما فرصت كافي براي بيان آنها نبود، كه ما اميد داريم فرصتهاي مناسبتري فراهم شود تا همه دلسوزان بتوانند نظرات خود را مطرح كنند.
احمدينژاد خواستار تداوم اين جلسات در استانها شد و افزود: بايد فرصتها فراهم شود تا مسايل و مشكلات بيان شود تا هر چه سريعتر به توسعه پيشرفت نزديك و نزديكتر شويم.
وي در ادامه سخنان خود پيامبر اسلام(ص) را منبع فيض الهي براي بشريت دانست و تصريح كرد: نور پيامبر را بايد از پشت حجابها دريافت كنيم كه امروز بزرگترين حجاب براي اين امر خود انسانها هستند، چرا كه نفسهاي ناساخته و دلهاي پر از هوا و هوس بزرگترين مانع در مسير بهرهمندي از لطف پيامبر اكرم(ص) است و هيچ راه ديگري جز پيروي از ايشان براي نجات بشريت و حيات طيبه وجود ندارد.
احمدينژاد، ادامه داد: نامگذاري امسال به نام ايشان فرصت خوبي براي هم بشريت و بويژه ملت ايران بود تا يك بار ديگر كانون خروشان لطف الهي را مشاهده كنند.
وي گفت: اگر در هر جلسهاي در كشور بخش مهمي از وقت به درس آموزي از پيامبر اختصاص يابد باز هم درسهاي ذكر نشده و ناآموخته فراواني باقي خواهد ماند.
احمدينژاد محبت و رحمت را از ديگر ويژگيهاي بارز پيامبر اسلام (ص) برشمرد و خاطرنشان كرد: پيامبر اكرم(ص) سختيهاي زيادي در راه سعادت امت و انسانها متحمل شدند و هر چه امروز بشريت دارد حاصل مجاهدتهاي پيامبر اسلام است، بنابراين امروز كشور ما نيز نيازمند مجاهدت است.
وي با بيان اين كه ملتي موفق است كه تمام عمر خود را در حال مجاهدت باشد، اظهار داشت: براي ساختن كشور به قوانين و عوامل مهمي نياز داريم كه خودباوري از مهمترين آنان است.
رئيس جمهوري همچنين شناخت هويت را از عوامل خود باوري عنوان و تصريح كرد: كسي كه هويتش را گم كند خود را باور نخواهد كرد و در اين صورت حركت رو به جلو نخواهد داشت.
وي از گذشته تمدني، ديني، شجاعت ، غيرت ، وحدت و الفت به عنوان هويت ملت ايران ياد كرد و بيان داشت: شناخت داشتهها نيز عامل مهمي در خودباوري است.
احمدينژاد استعدادهاي انساني، فرهنگ، هوشمندي جوانان و ايمان را از مهمترين داشتههاي ملت ايران ارزيابي كرد و افزود: اگر انسان خود را گم كرد دائما در حال تقليد و تشبيه با ديگران است، ولي اين امر او را به جايي نخواهد رساند.
وي با اشاره به سخنان يكي از منتخبين در اين جلسه، اظهار داشت: اين جواني كه با عشق و فرياد اصرار داشت، بگويد ما ميتوانيم و اين امر بزرگترين سرمايه ما است و فريادش حق بود، بنابراين بايد به آنان ميدان بدهيم و راه را براي آنان باز كنيم.
وي گفت: آيا شايسته است كه با اين همه استعداد در اين استان بشنويم كه بيكار وجود دارد؟
رئيس جمهوري با اشاره به وفور گياههاي دارويي در استان كهگيلويه و بويراحمد خاطر نشان كرد: اگر خود را باور داشته باشيم همين گياهان ميتوانند بخش مهمي از نياز دارويي كشور را تامين كنيم و مجبور نيستيم هر سال 400 تا 500 ميليون دلار هزينه دارو بدهيم.
احمدي نژاد همچنين به واردات بيش از يك ميليارد و 200 هزار تن روغن خوراكي در هر سال اشاره و تصريح كرد: با اين وجود استعداد بسياري مناسبي براي كشت زيتون در اين استان وجود دارد كه ميتواند ما را از واردات آن بينياز كند.
وي دولت را مصمم در رفع موانع براي آباداني كشور دانست و گفت: جا دارد از وجود برخي موانع بر سر راه پيشرفت كشور هيچ شبي را نخوابيم، چرا كه قطار پيشرفت در دين منتظر ما نميماند و حركت رو به جلوي خود را ادامه ميدهد.
رئيس جمهوري با تاكيد بر حضور مسئولان استاني در كنار مردم، اظهار داشت: مديران استاني بايد به جهتگيري دولت توجه كنند و در نقاطي كه مردم دچار مشكل هستند حاضر شوند و مشكلات بايد در استانها برطرف شود.
احمدينژاد افزود: اين امر مستلزم يكسري حمايتهاي عمومي دولت است كه ما انجام ميدهيم، اختيارات هم دادهايم آنجا كه بين دو دستگاه دولتي اختلاف است نظر استاندار ارجح است و آنجا كه بين مردم و يك دستگاه اختلاف باشد نيز نظر استاندار قطعيت دارد، مگر اين كه كسي بخواهد به دستور عمل نكند كه بايد به گونهاي ديگر با آن برخورد شود.
وي استان كهگيلويه را كانون جوشش فرهنگ توليد و مركز انسانهاي فداكار و مومن دانست و بيان داشت: برخلاف فرهنگ مصرف گرايي بايد فرهنگ كار و تلاش را ترويج كنيم همچنان كه حضرت علي ( ع) بزرگترين مولد تاريخ بشر بود ما نيز در راه ايشان حركت كنيم.
رئيس جمهور فعالان عرصههاي مختلف اين استان را به تلاش براي شناخت استعدادها فرا خواند و تصريح كرد: ما وظيفه داريم كه منابع ارزان قيمت و طولاني مدت ارائه كنيم و حتي اگر همه مخالف باشند بايد يا آنان را قانع كرده و يا از مسير برداريم تا كار انجام شود.
وي با بيان اين كه دستگاهها بايد در خصوص رفع مشكلات و توليد تحقيقات كند، تاكيد كرد: دانشگاه استان را توسعه داده و اعتبارات را تخصيص ميدهيم تا دانشگاه در خدمت حل مشكلات و تعالي كشور قرار گيرد.
رئيس جمهوري افزود: دانشگاهي كه بخواهد اين جا باشد ولي مشكلات ديگران را حل كند در اولويت ما نيست، دانشگاه بايد اين جا باشد و مشكلات كشور را برطرف كند.
احمدينژاد گفت: بحث وام مسكن، خودرو، اتوبوس براي جا به جايي دانشجويان را در دولت تصويب خواهيم كرد و در رابطه با فرهنگيان نيز اميدواريم بتوانيم يكي دو تصميم خوب در دولت بگيريم.
وي با اشاره به درخواست براي سهميه دانشجويي براي استان كهگيلويه و بوير احمد، تصريح كرد: من موافق اين امر هستم و ان شاء الله در كنكور امسال سهميههاي استاني را اضافه خواهيم كرد.
احمدينژاد با بيان اين كه متاسفانه بخش مهمي از دانشگاههاي ما پولي شده است، اظهار داشت: مشكلات مالي، دوري از خانواده از يك طرف و مشكلات اجتماعي آن نيز كه قابل اندازهگيري با پول نيست، فشار زيادي را متحمل مردم كرده است.
وي از طرح استفاده مناسب از دانشگاهها در تابستان استقبال كرد و بيان داشت: سعي ميكنيم كه به اين امر كمك كنيم و رشتههايي نيز كه درخواست شده بود توسط مديريت دانشگاه پيشنهاد شود، ما نيز به داير شدن آن كمك ميكنيم.
احمدينژاد توسعه دانشگاههاي استاني را مورد توجه دولت دانست و گفت: در تهران نيز سعي ما بر اين است كه دانشگاهها توسعه پيدا نكند.
وي جاذبههاي گردشگري اين استان را بسيار مناسب خواند و خاطر نشان كرد: البته فردا(دوشنبه) در دولت نيز تصميمهاي خوبي براي راهها گرفته ميشود تا مردم به راحتي بتوانند دراين استان توقف و رفت آمد كنند.
رئيس جمهوري در خصوص حوزههاي علميه اين استان نيز گفت: دولت نميتواند در مقابل فرهنگ و ترويج آن بيتفاوت باشد و در حد توان نيز به آن توجه خواهد كرد، در رابطه با مطبوعات و هنرمندان نيز استاندار بايد دائما با مطبوعات جلسه داشته باشد و آنان را حمايت كند.
احمدينژاد با اشاره به خواست بازاريان اين استان براي تسهيلات توليد و انتقال آلايندهها خطاب به استاندار اظهار داشت: آقاي استاندار از هم اكنون با شهرداري و شوراي شهر اين امر را در دستور كار قرار دهيد كه تا چند سال آينده مانند شهرهاي بزرگ دچار مشكل نشويد.
وي گفت: طبقهبندي ماليات نيز بحث درستي بود كه در اين جلسه عنوان شد كه فردا (دوشنبه) حتما در جلسه هيات دولت مطرح خواهم كرد تا ضرايب مالياتي براي مناطق مختلف متفاوت باشد.
رئيس جمهوري كشاورزي را پايه اقتصاد و آباداني كشور توصيف كرد و گفت: نكاتي كه مورد توجه دولت است را دنبال ميكنيم، بخشي از آن متوجه خود كشاورزان است چرا كه اگر يك طرف باشد مشكلات برطرف نخواهد شد.
وي همچنين در خصوص مشكلات ورزشكاران استان كهگيلويه و بوير احمد، اظهار داشت: براي هياتهاي ورزشي بودجهاي خواهيم داد و براي مسايل ورزشي استان نيز تصميمات خوبي خواهيم گرفت، چرا كه اين استان ميتواند از قطبهاي اصلي ورزش كشور باشد.
رئيس جمهوري بر حمايت قطعي از صنايع تبديلي در اين استان تاكيد كرد و در رابطه با مطالبات شهرداريها از ادارات دولت در اين استان، تصريح كرد: اگر مطالباتي وجود دارد حتما تصويب مي كنيم، چرا كه شهرداريهاي استان ضعيف هستند و دولت نبايد باري بر دوش آنان بگذارد و توصيه مي كنيم كه اگر استاندار، شهرداريها و شوراي شهر كنار هم قرار گيرند و در مورد مسايل و مشكلات گفت و گو كنند، ميتوانند بدون نياز به كمك از تهران كارهاي بسيار ارزشمندي انجام دهند.
احمدينژاد از استاندار اين استان خواست كه براي مشكل مسكن مردم چاره انديشي كند و افزود: در بودجه سال 85 نشد دولت تحرك سنگيني كه مد نظر داشت در كشور ايجاد شود، اما اكنون نيز بايد از جانمان مايه بگذاريم تا اين تحرك ايجاد شود و اين بار اين امر را خواهيم ديد.
وي با اشاره به اين كه دولت وجود خود را براي فعال كردن كشور به ميدان ميآورد، گفت: كشور ما نبايد در دنيا به عنوان كشور دست دوم معرفي شود، چرا كه از كشورهاي دست اول نيز جلوتريم و قابل هضم نيست كه جز كشورهاي دست دوم به حساب بياييم.
احمدينژاد تشكلهاي مردمي در ايران را داراي سابقه هزار و 400 ساله دانست و گفت: باري كه مردم از روي دوش كشور بر ميدارند صدها برابر باري است كه دولت بر ميدارد، مردم در بين خود، در انجمنها و صندوق هاي قرض الحسنه كمك يكديگرند، بنابراين تشكلهاي مردمي بايد مورد حمايت دولت قرار گيرند.
وي ادامه داد: بايد دولت به اين تشكلها بها دهد و شهرداري ميتواند با كمك تشكلهاي مردمي، شهر را تميز نگاه دارد تا پولي براي نظافت آن پرداخت نشود و همچنين كارهاي فرهنگي و سياسي و اقتصادي ميتواند بر عهده اين تشكلها گذاشته شود.
رئيس جمهور كشور را متعلق به نسل جوان دانست و افزود: جوانان اصرار كنيد تا عرصهها را از امثال من بگيرند، چرا كه نيروي جوانان در كشور جهش ايجاد ميكند و آن نيرويي كه به دنبال تعلقات مادي، پست، مقام و محافظه كار نيست و شجاعت، جسارت و پافشاري بر تصميمگيري ها دارد جوانان هستند.
احمدينژاد در رابطه با مسائل بازنشستگان گفت: از امسال شاهد يك تغيير اساسي در وضعيت بازنشستهها خواهيم بود.
وي گفت: البته واژه بازنشسته را نميپسندم، چرا كه مفهوم رسايي نيست و مقدار زيادي بار منفي به دنبال دارد، انسان تا زماني كه هست بايد كار و تلاش مثبت داشته باشد، انسان از رده خارج نداريم مگر در شرايطي كه هيچ كاري از آنان بر نيايد آن هم شامل قريب به اتفاق بازنشستگان نميشود.
ما براى ساختن كشور به چند عامل نيازمنديم. عامل اول، وحدت و انسجام است. يك ملت متحد و همدل، شكست ناپذير است. يك ملت متحد مى تواند همه قله هاى ترقى و پيشرفت را فتح كند. دشمنان ما طى 27 سال گذشته به انحاء و روشهاى مختلف تلاش كردند بين صفوف متحد ملت ما خلل و خدشه وارد كنند.
عنصر دومى كه بايد مورد توجه قرار بدهيم عبارت است از كار. يك ملت با صحبت، وقت تلف كردن، توجه به مصرف و بهره منديهاى كاذب به هيچ نقطه اى از تعالى نخواهد رسيد. ملتهايى كه قله هاى ترقى را فتح كرده اند، در يك دوره اى به طور فشرده و سنگين كار، تلاش و مجاهدت كرده اند.
جوانان عزيز! مردم مؤمن دشتى! خودتان را آماده كنيد، كمربندها را ببنديد، آستينها را بالا بزنيد، همتها را براى يك دوره پرتلاش و مجاهدت سنگين براى ساختن ايران عزيز بسيج كنيد. هركس در هر كجا هست، بايد يك عنصر فعال، دلسوز و مجاهد در راه ساختن ايران عزيز باشد. جوانان دشتى بايد دشتى را بسازند، تنگستانيها تنگستان را و بوشهريها بوشهر را تا همه اين نقاط اين كشور مقدس و عزيز [آباد شود.]
عامل و عنصر ديگرى كه ما نياز داريم عبارت است از عدالت؛ عدالت محور و ركن جامعه اسلامى است. عدالت ستون خيمه جامعه نمونه است. عدالت ركن حاكميت اسلامى است. عدالت روح انقلاب اسلامى است.
بدون عدالت پيشرفتى اتفاق نخواهد افتاد. بدون عدالت كشور ساخته نخواهد شد و بدون عدالت استعدادها و ذخاير انسانى و مادى شكوفا نخواهد شد. عدالت تضمين پيوند دلها و مهرورزى است.
عزيزان من! عدالت يعنى همه جاى كشور بايد با هم پيشرفت بكند. عدالت يعنى امكانات كشور به طور عادلانه در همه اين سرزمين توزيع بشود. عدالت يعنى جوانان عزيز دشتى به اندازه جوانان اصفهان، تبريز، مشهد و شيراز فرصت پيشرفت، ترقى و شكوفايى استعدادهايشان را در اختيار داشته باشند. عدالت يعنى اگر امكانى در يك نقطه از كشور هست، اول مردم آن نقطه و بعد مردم ساير نقاط كشور از آن استفاده كنند...